|
زندگـــی کاروانــــی | |||
|
*این متن را از منظر یک دانشجوی علوم انسانی بخوانید...چیزی شبیه به دل نوشت:
«تا دغدغه نباشه کسی دل به دریا نمیزنه وقتی هم که به آب زدی همون آدم هایی که "بر لب ساحل نشسته و شاد و خندانند" به خیس شدنت می خندند ....» قول داده بودیم راجع به جلسه ای که با دوستان هم دانشگاهی داریم ،صحبت کنیم. ویژگی مشترک دوستان عزیز بنده در این هست که از روزهای تکراری خیلی زودخسته شدن سه یا چهار روز سر کلاس رفتن و بعضا جزوه نوشتن گوش کردن حرفهایی که می شد در خانه هم با خواندن کتاب ، آن را کسب کرد این همه راه از شهرستان های دور به دانشگاه های تهران آمدن چه سود .... وقتی زندگی در خوابگاه خلاصه می شود عده ای هم شبانه قبول می شوند و هزینه های قابل توجه پرداخت می کنند... آخرش که چه؟! مدرکمان را گرفتیم.... چه کاریه؟ اصلا مجازی می خواندیم! دیــــگر دانشــــــــگاه آمدن چه معنـــــی داشت؟! مــــتاسفانه متاســـــفانه متاسفانــــه بعضا دانش آموز می مانیم! فضـــــای دانشــــــــگاه فضـــــای تـــکاپــــــــوی عــلمـــی اســـت فضای حرکت به سمت قله های فتح "نشده" است حرکت های جامعه امروز ما باید از دانشگاه و داشجو باشد رهبر این جامعه گفت دانشگاه مبدا "همه" تحولات است... خب! حالا توی این دانشگاه باید چه کرد؟! با عرض معذرت از همه مخاطبان:
دانشگاه؛ چراگاه علمی نیست!! توی کتب دانشگاهی مطلب به درد بخور که نیاز امروز جامعه ما باشه پیدا نمیشه! بیخود وقت خودمون رو تلف نکنیم..... دور از جونمون! اگر مثل "گوپــسند" ها باشیم مدیران محترم هم امر برایشان مشتبه خواهد شد که چوپان هستند! ... (پیدا کنید سگ گله را !!) دانشجو باید در عرصه دانشگاه حضور فعالانه داشته باشه. ابدا اغراق نمی کنم امروز در دانشگاه های ما هر دو روز یک بار باید یک همایش جدی برگزار شود... این همه اصرار برای این هست که 1- عقب هستیم 2- وقت نداریم مخاطبین وبلاگ همه مسلمان هستند و معتقد! کسی هست که بگوید "ظهور" نزدیک نیست؟! متاسفانه این احساس بین ما نیست که وظیفه داریم سر به هوایی می کنیم ... خودمون و زدیم به "کوچه علی چپ" ! دوست عزیز ... برادر من .... خواهر بزرگوار ....دانشجوی دانشگاه دولتی! از بیت المال مسلمین داره خرج شما میشه خوش به حال شما که می تونید جواب پس بدید.... اما شکر خدا و به دور از شیطان ! ، توفیق فعالیت علمی ، نصیب همکلاسی های ما شده است. اگر دوستان اجازه بدن ، کوتاه سخنی پیرامون کلاس داشته باشم. دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شاهد (ورودی89) جزء بهترین ورودی های دانشگاه هستند (به گفته خود اساتید) علاوه بر معدل بالای درسی ؛ حضور فعال در کلاس از ویژگی هایی است که متاسفانه کمتر در بین کلاس های علوم انسانی پیدا می شه! (آیکون خود تحویل گیری) اما شکر خدا به این هم قانع نشدند و تصمیم گرفتند ســـلســـله جلســـاتــی با عــنـــــوان "هـــم اندیشـــی تربـیـتــی" ترتیب دهند!! هدف این برنامه ها "گعده رفاقتی" نیست! مباحث تربیتی بسیار گسترده هست بنابر این امکان آن نیست که همه آن را در کلاس مورد توجه و تامل قرار دهیم. مهمترین ویـــژگـــی این جلســــــــــات گفتــــــــگـو و مبــاحثـــــه آزاد دانشــــــــــجویان؛ آن چیزی که متاسفانه در صورت تحقق ، باید آن را "جار" بزنیم: «بیســــــــــت و سـی هم با کلــــــی آب و تاب پخــــــــش مـــــی کنــــه: خبر دارین چی شده؟! تو یکی از دانشگاه های کشور ، جلسه آزاد اندیشی گذاشته شده!!» " آزاد اندیشـــــــــــــی " کــــــــــــــف نیــــــــاز دانشجـــــــوســـــــــت... شـــــــکــر خدا در دانشگاه ما (شاهد) فضا برای برگزاری چنین نشست هایی فراهم است. در یکی از جلسات که قرار بود مدعو از خارج از دانشگاه داشته باشیم مه همه هزینه های مالی را خود دانشجویان تقبل کردند! و این احساس ، همان دغدغه مشترک بین ماست. ویژگی دیگر و بسیار مهم این جلسات پایبندی به عفـــــت و حیـــــــای در رفتـــــــار و گفتــــــار است ؛ با جــــرات و صراحـــــت عــــرض می کنـــــــم: همکلاســــی های بنده (برادر و خواهر) جزو عفیف ترین دانشجویان کشور هستند و خدا شاهده یک تار چادرشان ، به همه علوم انسانی می ارزد... برگزاری سلسله جلساتی برای اولین بار در جهت تشریح "سنـــــــــد تحـــــــــول بنیادین آموزش و پرورش" با حضور معاون وزیر آموزش و پرورش در جمع 50 نفری دانشجویان گواهــــی بر عرایــــــض بنده هست. می شود فردی با سمت بالا را دعوت کرد فقـــــــــــــــــــــــــــط برای 50 نفر! متاسفانه مسئولین ما عادت کردند در جمع های 1000 نفر به بالا صحبت کنند!!! خب! آیا تشکیل چنین جمع هایی در دانشگاه شما سخت است؟ نمیشه؟! قطعا موانعی هست اما به معنای نشدن نیست! خدا رو شکر می کنیم در فضای مجازی ، دوستانی هستند که "به شدت" دغدغه دارند. یه حیوون کثیف یه لجن پراکنی ای کرد ، دوستان فضای مجازی رو زیر و رو کردند. آخرین نمونه این فعالیت ها تشکیل گروهی مجازی برای گفت و گو پیرامون به اشتراک گذاشتن راهکار های دینی در فرهنگ جامعه است: http://samee3vom.parsiblog.com/MLink/?6280745 حالا یه سری از دوستان می گویند توی فضای مجازی نباید آقا با خانم حرف بزنه.... رهبری یه جمله فرمودن که قابل توجه هست: هر کس هر جای کشور هست در حال جهاد است... چه دانشگاه ، چه فضای مجازی امروز وضعیت جنگی است افسر جنگ نرم! بسم الله...
ادامه دارد ....
ــــ پـ یـ ــ ـــــ نــــــــــوشت: 1- برای دوستان کنکوری آرزوی موفقیت می کنیم! بندگان خدا فکر می کنن بیان دانشگاه چه خبره! 2- کسی می دونه فرق کرسی آزاد اندیشی با مناظره و مباحثه دانشجویی چی هست؟! 3- خانمی در جلسه مباحثه دانشجویی در مورد حجاب خطاب به آقایون گفت: چرا شما سنگ حجاب خانم ها رو به سینه می زنید.... به نظر شما حرف ایشون درسته؟! 4-کسی از این متن ناراحته؟! 5- ایشالا که تند نبود!
6- حلال بفرمایید! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 9:35 عصر ] [ بصیرت70 ]
پست موقت از خستگی زیاد....
از چیزی که می ترسیدم اتفاق افتاد از صبح دعا می کنم که من اشتباه کرده باشم برای همین نیاز شد دوباره توی صحبت های آقا غرق بشم.... این کرسی آزاد اندیشی چیه؟! تا اونجایی که ما می دونستیم حضور نظریه پردازان و صاحب نظران در یک سلسله جلسات و بحث و گفت و گو پیرامون یک موضوع مشخص که در نهایت منجر به تولید نظریه شود.... اما امروز فهمیدم دوستان عزیز من به مباحثه دانشجویی می گویند کرسی آزاد اندیشی!!!!
تنها برگ برنده علوم انسانی همین کرسی هاست لطفا با برداشت و اجرای غلط امیدمان را نا امید نفرمایید....!
بزودی.....هم اندیشی رشته ای و مدیریت فرهنگی!
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ دوشنبه 25/2/91 ] [ 11:29 عصر ] [ بصیرت70 ]
![]()
ــــــــــــــبــــــــه ــــــــزــــــــــوــــــــــد ــــــــــــیـــــــــــــــ هم اندیشی رشته ای و مدیریت فرهنگی دانشگاه
دلمون رو خوش کردیم به کارهای کرده اما غافل از کارهای نشده بسیار .....
نوشتن پیرامون این موضوع بسیار سخته چون نمیدونم از کجا شروع کنم از دیگران یا از خودم! توکل بر خدا....
امیدوارم به اندازه تصویـــــــــــر متنمون تنـــــد نباشه!
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 23/2/91 ] [ 11:48 عصر ] [ بصیرت70 ]
[ جمعه 22/2/91 ] [ 7:41 عصر ] [ بصیرت70 ]
* از سلسله پست های " کاروانسرای ابراهیمیان" نوشته مهمان:محمد حسن خلعتبری- دانشجوی رشته روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی
در ایران آزادی وجود ندارد . این جمله ایست که شاید بارها وبارها از زبان خیلی ها شنیده باشید.
پی نوشت: منتظر نظرات دوستان هستیم! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 19/2/91 ] [ 6:30 عصر ] [ بصیرت70 ]
سلام به دوستان متاسفانه متن قبلی حقیر ، خانم های محترم رو کمی تا قسمتی ناراحت کرد که چرا شما گیر دادین به خانم ها و اون ها رو منشاء فساد معرفی می کنین! اصلا و ابدا منظور این نبوده و نیست . حرف ما این بود رمینه چینی برای بستر فساد توسط خانم ها (در اثر غفلت) تاثیرش به مراتب بیشتر از آقایون هست.هرگز منظور ما خانم های چادری نبودند و هرگز از نقش مهم آقایون غفلت نکردیم که بنده با کنایه به این مطلب شاره کردم. ان شاء الله در فرصت های بعدی بیشتر به این موضوع می پردازیم که نقش مردان در حیای جامعه چیست؟ ان شاء الله ..... خواهران محترم حلال بفرمایند ...
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 19/2/91 ] [ 12:27 صبح ] [ بصیرت70 ]
یکی از خواهران محترم که از مخاطبین وبلاگ هستند پیرامون دو پست قبلی سوالی رو مطرح فرمودن که دوستان رو دعوت می کنم که اگر امکان دارد به این سوال پاسخ دهند تا از منظرها و دیدگاه های مختلف به این سوال مهم پاسخ داده باشیم.بنده هم در فرصت اندکی که داشتم پاسخ زیر به نظرم رسید: و سوال: چرا ما همیشه خانم ها را ملزم به رعایت احتیاط می کنیم؟
برای پاسخ به این سوال از منظر عقلی و روانشناسی نگاه می کنیم: به نظر شما برای مرد راحت تر است اولین قدم به سوی فساد را بردارد یا برای زن؟ اگر زن فضا را مهیا نکند ، سخت است که اولین قدم را مرد بردارد.اگر مردی لباس نارنجی بر تن کند مورد توجه بقیه هست اما عکس العملی که منجر به فساد شود آنطور نیست که یک زن از روسری یا مانتوی نارنجی استفاده کنه!قبوله؟! نیروی جذب کنندگی زن بسیار بیشتر از یه مرد هست. یه مثال: اگر دوچرخه سواری کرده باشین حتما می دونین با دوچرخه های قدیمی اگر جای خیس تردد بکنین به سختی ترمز می گیره! چرا؟ چون اصطحکاک ترمز با چرخ کم میشه! حالا زن اگر کاری کنه که این اصطکاک حیا کم بشه اونقت مرد به سختی می تونه جلوی خودش رو بگیره..... حتی تریلیر هم جای خیس سخت از حرکت می ایسته! چه توقعی باز اون پراید که بدنه حلبی داره میره؟! تقوا یعنی دوری کردن ، نزدیک نشدن .... شما اجازه نمیدی که یک کودک نوپا به آتیش نزدیک بشه! خطر سوختن هست برا همین اجازه نزدیکی نمیدی. خیلی ها مثل بنده نتونستن خودشون رو رشد بدن و اسیر ظاهر میشن.... از اونور برای مرد ها هم احکام سختی هست. متاسفانه مرد ها خیلی رو نمی کنن!! وگرنه فکر کردن به نا محرم هم گناه داره چه برسه به .... !امام صادق علیه السلام می فرمایند: امیر المومنین به خانم ها سلام می کردند اما از سلام کردن به خانم های جوان برهیز می کردند.چون می فرمودند می ترسم صدای آنان خوشایند من باشه و از اجرم کاسته شود. ایشان که پست ترین ویژگی شان تقوا بوده .... و توجه داشته باشین که حضرت علی جوان نبوده که این حرف رو زده.پس برای ما جوان ها که صد ها برابر باید دقت بیبشتری باشه. اما از منظر دین: «خیار خصال النساء شرار خصال الرجال، الزهو و الجبن و البخل، فاذا کانت المرأة مزهوةً لم تمکن من نفسها و اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها و اذا کانت جبانة فرقت من کل شیئ یعرض لها». این سه ویژگی است که امیر المومنین فرمودند یک زن باید داشته باشه. یعنی زن باید متکبر ، ترسو و بخیل باشد..... ادامه این متن را از اینجا بخوانید موضوعات مرتبط: برچسبها: [ یکشنبه 17/2/91 ] [ 10:15 عصر ] [ بصیرت70 ]
سلام یک سال و ده روز از عمر این وبلاگ گذشت..... به همین مناسبت میمون و فرخنده(!) یاد ایام شباب افتادیم و اولین پست وبلاگ رو مجدد خواندیم! شاید برای دوستان جالب باشه وقتی با یه مخالف عقیدت صحبت کنی!! ما که کلی خندیدیم: http://basirate70.parsiblog.com/Posts/2/ مبـــــاحثـــه ای با حجـــت الاســــلام منتجــب نیــــــا قائم مقام حزب اعتماد ملی
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 16/2/91 ] [ 10:50 عصر ] [ بصیرت70 ]
«««رأیتون قبـــــــــــول باشه!»»»
*از سلسله پست های " کاروانسرای ابراهیمیان" بحث خوبی تو جلسه هم اندیشی کلاسمون مطرح شد ؛ نسبیت اخلاق! اینکه اخلاق با فعل اخلاقی چه فرقی داره! اینکه تاثیر جامعه روی اخلاق بیشتره یا دین و فطرت؟! حیف فرصت نوشتن ریز مباحث نیست. خدا رو شکر همکلاسی های ما خیلی خوب تو این زمینه صحبت کردند. با اینکه برخی نظرات کاملا مخالف هم بود ولی با سعه صدر به هم پاسخ میدادیم!(با کمترین جراحت!) . ایشالا در اولین فرصت خدمت دوستان عرض خواهم کرد که این هم اندیشی چه داستانی داره. کرسی آزاد اندیشی نیست ولی شاید بشه گفت: والور آزاد اندیشی!! مطلب ذیل هم از یکی از همسنگران محترم هست که تازگی با وبلاگشون آشنا شدم.حتما یه سر بزنید.... باز نشر از وبلاگ مادر برگزیده خدا سلام الله علیها یک نفر آقا کنار راننده نشسته بود. سوار تاکسی شده بود...دخترک خوب و چادری....با رفیقش! جلوترها که رسیدند،راننده ایستاد برای مسافری دیگر....که مرد بود.... نادیده گرفت،مرد،حیا را و دخترک عفافش را... نشست مرد کنار دخترک باحجابمان! بودند لحظاتی کنار هم....تا مقصد.... فروخت اندک حجب و حیایش را در کنار آن مرد.... هرچند هیچ نگفتند با هم....هرچند کیفش بود بین او و خودش باید هزینه کرد برای اسلام...برای اینکه بماند دینت نگو مجبور شدم...نگو نمی شد دیگر...نگو چند لحظه که بیشتر نبود باورم نمی شود این توجیهات بی خودیــــ... شیطان"لحظه ای" به باد می دهد همه ی ایمانت را... داستان هفتاد سال عبادت شیخ را شنیده ای؟هان؟ میشد دربست بگیری... میشد به راننده گفت: آقا!من می پردازم هزینه ی این مسافر را ولی سوارش نکن! میشد.....یعنی "باید" بشود که سرمایه کرد برای اسلام! اسلامی که راحت نرسید به من و تو.... خون ها دادند... جان ها دادند... سرها بریده شد... دستی بریده شد... فرقی شکافته شد... چادریـــ خاکیـــ شد.... مادریــــــــــــــ بین در و دیوار.........
"برگرفته از صحبتای حاج آقا ماندگاری "کثر الله امثالهم" "
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
اما پرسش و پاسخی که در کامنت ها بود شاید سوال شما هم باشه:
*خب بد بخت کیفشو گذاشته.محجبه هم بوده.حرفم نزده.
* بله نظربازی اولین گام برای شروع گناهه وکاملا با نظرتتون موافقم
*من نمیدونم چرا شما همه چیزو با هم قاطی میکنی
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 13/2/91 ] [ 10:8 عصر ] [ بصیرت70 ]
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 13/2/91 ] [ 7:4 عصر ] [ بصیرت70 ]
|
| ||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||